برگ سیزدهم : مشکلات فریلنسری

وقتی فریلنسری رو شروع کردم فکر نمیکردم ۲ تا چیز اذیتم کنه ! اول اینکه زمانت رو از دست میدی و ممکنه خیلی بیشتر از یه کارمند تو شرکت کار کنی دوم اینکه بیمه نداری !

حالا میخوام راجع به علامت هایی صحبت کنم که واقعا خودم به شخصه تجربه اش کردم.

1️⃣ یه وقتایی میشه خلاقیتت ته میکشه !
یعنی مغزت انقدر درگیر و خسته میشه که نمیتونه چیز جدیدی خلق کنه. این یعنی نیاز شدید به استراحت🙃

2️⃣ همه ی ما آدما یه روزی مشکلاتی که باهاش دستو پنجه نرم میکنیم توی کارمون تاثیر میذاره… وقتی هم که همه ی تکیه گاه کاریت خودت باشی این قضیه سخت ترم میشه یعنی تاثیر مستقیم میذاره روی پروژه کاریت🥲 خودم تو اینجور موقع ها سرمو میذارم روی میز به سکوت فکر میکنم… شاید ۱ ساعت هم شده که اینکارو کردم
موقتیه اما جواب میده🙌🏻

3️⃣ یکی از مشکلات این کار اینه که اگه آدم اجتماعی ای باشین به طور کل دچار مشکلات روحی بعد ۱ سال میشید! پس برای حل این مشکل یه وقتایی به خودتون بدید و کار نگیرید. من خودم با گوش دادن یا ضبط کردن پادکست این مشکل رو حل کردم 🎧 البته ۳ سال زمان برد😄

4️⃣ کارفرما یا مدیر پروژه علاقه ی خاصی داره فشار بیاره بهمون ! مثلا خیلی از زمانی که برای کارش تعریف کردید زودتر میاد میگه ببینم تا همینجاش چیشده ! خب این استرس زاست و میتونه تاثیر خیلیییی زیادی روی پروژه بذاره

راه حلی که براش پیدا کردم اینه که به کاری که میکنم ایمان آووردم…🤓 پس با خیال راحت تا همونجایی که انجام شده در اختیارش میذارم. با تمام نقص های کاری که باقی مونده رو قبل اینکه خود کارفرما بگه خودم میگم… بعدشم سر زمانی که تعریف کردم پروژه رو شسته رفته تحویلش میدم👨🏻‍💻

5️⃣ همیشه یکی هست که از شما بهتره !
تو این کار هیچوقت به ته داستان نمیرسی، هر روز یه چیز جدیدتر با امکانات خاص تر به وجود میاد🤔 بهترین راهش برای خودم این بوده که بین پروژه هام تو یوتیوب بگردم اصلا شده عادت های روزانه ام 😁👀

شما هم از سختی های اینکار که باهاش مواجه شدید برام بگید👨🏻‍💻❤️